عشق من و ای دوست و ای همراز من؟!
تو خودت خوب می دانی
که من چگونه ادمی هستم؟!/
ساده و بی ریا و صادقانه و به دور
از هر گونه تجملات ظاهری،
بی هیچ رازی مخفی،
من اهل کافه رفتن وقهوه خوردن
در فنجانهای انچنانی نیستم،
سرنوشتم وابسته به فال
و شکلهای ته فنجان نیست...
منم و بوی خوش
عطر چای خانگی
بهار نارنج و هل دم کرده مادرم،
منم و یه خونه ی کاهگی قدیمی
که وقتی بارون به دیوارهای
ان میخوره عطر ان می پیچه
توی فضای خونه.
منم و یه حوض آبی رنگ فیروزه ای
که پر از ماهیهای قرمز و کوچیکه،
و شمعدانی های قرمز خوشرنگ
کنار حوض که رویایی ان،
لباسهای من هرگز مارک های گران قیمت
و آنچنانی نداشته و نخواهندداشت،
لباسهای تنم
دست دوخت مادرم است
که با چشم کم سو
ولی با سرانگشتانش
به مهرآنها را دوخته است
عطرهای خاص
وآنچنانی مصرف نمی کنم،
عطر من همون عطر
خوشبو وسنتی مادر بزرگم میباشد،
بوی گل ها و دیگر هیچ.
من اهل مهمانی های خاص
و رنگارنگ و پر هزینه انچنانی نیستم،
و هرگاه فرصتی دست بدهد
به سراغ پدر بزرگم میروم
که با داستانهای شیرین
وجذاب وآموزنده اش
حسابی من را سرگرم می کند.
من زنده ام.
ساده ام و بی ریا.
از
زندگیم راضیم
و ازآن لذت میبرم
و با این اندیشه
انرابه پایان میبرم..
#محمد_دشتستانی_قلایی
قلبمان...
ما را در سایت قلبمان دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 64
تاريخ: پنجشنبه
11 مرداد
1397 ساعت: 16:44